مشاهده RSS Feed

دست نوشته های من

داستان روباه و شتر

به این مطلب امتیاز بدهید
توسط در تاریخ 19th September 2015 در ساعت 10:50 AM (1103 بازدیدها)
روباهي از شتري پرسيد:
عمق اين رودخانه چقدر است؟
.
شتر جواب داد:
تا زانو
.
ولي وقتي روباه توي رودخانه پريد ، آب از سرش هم گذشت!
.
روباه همانطور که در آب دست و پا مي زد و غرق مي شد به شتر گفت:
تو که گفتي تا زانووووو!
.
و شتر جواب داد: بله ، تا زانوي من ، نه زانوي تو!
.
هنگامي که از کسي مشورت مي گيريم بايد شرايط طرف مقابل و خودمان را هم در نظر بگيريم.
.
«لزوماً هر تجربه اي که ديگران دارند براي ما مناسب نيست»
.
افلاطون مي گويد :
اﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺎ ﻫﻢ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﺑﻪ ﻣﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ مى دﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺑﺎ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﯼ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﻧﺶ.
jellyfish این نویسه را میپسندد.

Submit "داستان روباه و شتر" to Facebook Submit "داستان روباه و شتر" to Digg Submit "داستان روباه و شتر" to del.icio.us Submit "داستان روباه و شتر" to StumbleUpon Submit "داستان روباه و شتر" to Google

برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
عمومی

نظرات



Powered by vBulletin
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.0
Persian Language By Ustmb.ir
این انجمن کاملا مستقل بوده و هیچ ارتباطی با دانشگاه علوم و فنون مازندران و مسئولان آن ندارد..این انجمن و تمامی محتوای تولید شده در آن توسط دانشجویان فعلی و فارغ التحصیل ادوار گذشته این دانشگاه برای استفاده دانشجویان جدید این دانشگاه و جامعه دانشگاهی کشور فراهم شده است.لطفا برای اطلاعات بیشتر در رابطه با ماهیت انجمن با مدیریت انجمن ارتباط برقرار کنید
ساعت 08:36 PM بر حسب GMT +4.5 می باشد.