8نفر پسندیدند
-
2nd August 2011 08:24 PM
#1
Moderator
موسیقی محلی مازندرانی
«هوالحق»
امیری :
امیری (توری [tavri] یا تبری [tabari])منسوب به امیرپازواری شاعر معروف محلی سرای مازندران است که گویا در زمان صفویه می زیسته و پس از امیر هر که به سبک و سیاق او شعر گفت به امیری شهرت یافته است
و اما امیر پازواری ؛ امير پازواري مشهور به امير مازندراني، شيخ العجم و اميرالشعرا، از شاعران تبري سراي مازندران بود.نام و زندگي وي در پرده ابهام مانده است. از سروده هاي منسوب به وي مي توان نتیجه گرفت كه از مردم شيعي روستاي پازوار بارفروش( بابل ) بود و معشوقه اي بنام گوهر داشت .
اشعار امير بيشتر دو بيتي و با عبارت « امير گته » آغاز مي شود و بخش اعظم آن به صورت سوال و جواب شعري ( مناظره) مطرح شده است. تعدادي از اشعار امير به صورت چيستان مطرح شده كه هردو صورت شعري امير و تك بيتي هاي وي از حلاوت و عواطف خاصي برخوردار است. و اكثر شعرهاي امير در جهت عشق و علاقه وي به شيعيان حضرت علي (ع) و همچنین بخشی از اشعارش در جهت معشوقه اش «گوهر» سروده كه همگي داراي محتويات ارزشمند عرفاني، اخلاقي و ارزشهاي ديني است
در بخش های مختلف مازندران ریتم خواندن امیری کمی متفاوت است.اما در کل ریتم یکسانی دارد ؛و این تفاوت اندک در لحن فراز هاو فرودهاست
آواز امیری - ابوالحسن خوشرو
امیری - ابوالحسن خوشرو و گروه کُر
آواز امیری - ابوالحسن خوشرو
امیری - ابوالحسن خوشرو
موضوعات مشابه:
ویرایش توسط Shojaee : 7th August 2011 در ساعت 06:53 PM
-
7th August 2011 06:49 PM
#2
Moderator
طالبا :
طالبا :
اشعار طالبا از مثنوی طالب و زهره می باشد. مضمون شعر ، داستان عشق طالب به دختری به نام زهره است که از کودکی در مدرسه همدرس او بوده و مسایلی که دست به دست هم داده و مانع رسیدن آنها به یکدیگر می شود.
اشعار این منظومه بلند داستانی ، منسوب به "ستی النسا" خواهر " طالب آملی" است که گویا آن را در فراق برادر سروده است.
معمولاً " طالبا " در ادامه ی " امیری " خوانده می شود ، اگرچه سرگذشت طالبا و امیر در باور مردم مازندران کاملاً مستقل از هم می باشد با این وجود ازنظر موسیقیایی مکمل همدیگر هستند چرا که امیری دارای ریتم آزاد است و طالبا حالتی ریتمیک دارد.
فضای اشعار این منظومه در گذر زمان تغییراتی یافته و به تناسب اوضاع هر ناحیه شکل خاصی پیدا کرده است. همچمین اشعار طالبا گنجینه فرهنگ و نحوه گذران زندگی دامداری و حشم داری گذشته مازندران می باشد.
و اما طالب آملی : محمد آملی متخلص به "طالب" مشهور به ملک الشعرا طالب آملی، از شاعران و گویندگان بنام قرن یازدهم هجری و از شعرای نامدار سبک هندی است. طالب در سال 994 هجری در آمل متولد شد و درسال 1036 هجری درهند وفات یافت. سرگذشت وی بسیار جالب است، شرح حال شاعر جوانی است که در اثر شکست در عشق از وطن خود آواره گردیده و در کشور دیگری به عالی ترین مقامات سیاسی و ادبی میرسد و در اوج شهرت و معروفیت و شکوه و جلال، و در حالی که به مقام ملک الشعرایی دربار دست یافته بود، در جوانی(42 سالگی) در میگذرد. مقبره او در شهر فتح پور سیکری در شمال هند، درجوار مقبره دوست بزرگوارش اعتماد الدوله تهرانی، صدراعظم مشهورهند قرار دارد. طالب در هند به اوج قله شعر رسید . داستان عشق طالب آملی و مهاجرتش به هند، عرصه زمان را در نوردیده و به یکی از داستانهای ماندگار در پهنه فرهنگ مازندران تبدیل شده است.
-
7th August 2011 07:17 PM
#3
مامان بزرگ من عااااااشق طالباست یادم باشه بهش بگم یه سر به این سایت بزنه ;)
ساده است فهم سکوت ثانیه های بی بازگشت!!
-
28th August 2011 12:14 AM
#4
Moderator
کتولی / لیلی جان
کتولی یا کتلی [katəli] یا لیلی جان [leylijan] یا دشتی حال [dashtihal]
کتولی ( طبق فرهنگ معین ) نام گاو خانگی است. کوه نشینان مازندران به ساکنان دشت که کار دامداری را انجام نمی دهند کتول [katu

] می نامند ( به روایت خلیل طهماسبی در سنگچال آمل و همت صیادی نژاد از مرزن آباد) به اشیایی که همچنین در وضعیت عرضی یا افقی قرار می گیرند اصطلاحاً کتلی [katəli] می گویند و کوه و کتل به لهجه مازندرانی می شود بندکتل [bandəkatəl]. کتول نام منطقه ای در شرق گرگان نیز می باشد.
کتولی در ادبیات تبری معانی مختلفی همچون غریب، نوعی رنگ برای احشام، گمراه و ... دارد. کتولی که با نام "لیلی جان" نیز شناخته می شود از مشهورترین و اصلیترین آوازهای مازندرانی و بیشتر دارای مضامین غنایی ست. این آواز معمولاً پیش از کیجا جان ها یا کیجا جانک ها که همان ترانه هاست خوانده می شود. کتولی در مناطق مختلف، فرم های مختلفی دارد،اما همه ی آنها در مجموع از ساختار واحدی پیروی می کنند . دشتی حال، میون کتولی، و کجوری از دیگر انواع کتولی ها هستند
موضوع کتولی عاشقانه است و ویژه ی حال و هوای جوانان و با اشعار دو بیتی خوانده می شود و در عروسی همراه آن کله ونگ یا شواش (شادباش)سر می دهند. در مجالس ، اول یک نفر حرفه ای (خشخوان) آنرا می خواند و بعد همگانی شده و به هم جواب می دهند (گّلی به گلی-gali be gali) و معمولاً پس از آن ترانه ای آرام یا شاد مطابق حال و هوای مجلس می خوانند.
کتولی هنگام کار دسته جمعی در مزارع و شالیزارها هم خوانده می شود و اگر بصورت انفرادی باشد دنباله ای بنام کِله حال یا په بند [peband] یا عاشق لیلی [q layliכa:sh] دارد که شکلی مختصر از آن است و با سرعت بیشتری خوانده می شود. که البته گاهی حذف و به جای آن ترانه ای خوانده می شود . در عروسی ها هم از قدیم "کتولی خوانی" رواج داشته است.
-
28th August 2011 08:34 AM
#5
الان شما چطوری این کار رو کردین؟ ممکنه روش انجام گذاشتن موسیقیها رو به این روش بگین؟
ببخشید...... طالبا چیه؟ یک سبک موسیقی هست یا فرد خاصی هست که موسیقیهاش خاصه؟
ویرایش توسط NIIT : 28th August 2011 در ساعت 08:44 AM
-
28th August 2011 02:56 PM
#6
Moderator

نوشته اصلی توسط
NIIT
الان شما چطوری این کار رو کردین؟ ممکنه روش انجام گذاشتن موسیقیها رو به این روش بگین؟
ببخشید...... طالبا چیه؟ یک سبک موسیقی هست یا فرد خاصی هست که موسیقیهاش خاصه؟
سلام
سوال اول رو بصورت کامل تو پیام خصوصی توضیح دادم.اگه احیانا مشکلی هست در خدمتم
در مورد سوال دوم هم طالبا سبک موسیقی نیست ،بلکه یه منظومه شعر و موسیقی هستش که بنا به روایات حقیقت هم داره .بله موسیقی و ریتم خاصی برای آواز و آهنگش وجود داره .طالب اسم کسیه که این منظومه براش سروده شده و این اثر موسیقی طالبا نام گرفته.و بنظر من جزو دلنشین ترین آهنگها و موسیقی های محلی مازندرانیه.
اگه میخواید بیشتر در مورد طالب بدونید ، خوندن مطلب زیر خالی از لطف نیست:
بر اساس اصلیترین نمونه ی مشترک در روایت همه ی شعر خوانان البرز، سیر داستانی منظومه طالب از رنج و اندوه کودکی خردسال آغاز می شود که در چنبره ی بدخواهی ها و کینه توزی های نامادری خود گرفتار گردیده و همه ی آروزهای خود را برباد رفته می بیند. نامادری با استقاده از انواع حیله ها تلاش می کند تا زهره دختر عموی طالب را که بر اساس سنتی دیرپا از بدو تولد به عقد طالب درآمده بود از او دور نموده و مانع این وصلت گردد. عشق و اشتیاق طالب و زهره بر خشم شیطانی نامادری افزود تا جایی که معجونی جنون آور را با خوراک طالب آمیخته و به او می خوارند. در اثر این عمل نابکارانه طالب سر به کوه ها و بیابان نهاده و تا سال ها به غیر از شایعات هیچ خبری از او به دست نمی آمد. اما طالب بی هیچ هراسی راهها و کوره راهها را طی نموده و سرانجام پای به سرزمین هند می نهند. او در انجا با جلب اعتماد مردم و یکی از حشم داران ، مورد حمایت قرار می گیرد و به خاطر امانت داری، سخت کوشی رفته رفته خود به دام داری بزرگ مبدل می شود. طالب در همه دوران فراق، هرگز از یاد و عشق زهره غافل نمانده و اندوه فرقت را به همراه رنج های دوری از وطن در سینه می انبارد. در طول دوران دوری از وطن ، دوستان و دشمنان اخبار ضدونقیضی از زهره به اطلاع او می رسانند. در عین حال نامادری نیز با پراکندن شایعه ی مرگ طالب تلاش می کند تا آخرین پیوندها و خاطرات را از ذهن معشوق یعنی زهره پاک نماید. اما زهره نیز با وجود اخبار و شایعات، هم چنان بر میثاق و عهد خود پابرجا می ماند. تااینکه روزی به طالب اطلاع می دهند که یکی از حشم داران بدطینت به نام صادق قصد دارد تا بااستفاده از نفوذ و قدرت خود و با هم دستی نامادری طالب، زهره را به عقد خود درآورد. طالب بی درنگ به سوی سرزمین مادری خود روانه می شود. از این مقطع روایات متفاوتی از سرانجام این داستان موجود است ک در مشهورترین این روایات طالب مبدل و درست در بزنگاه عروسی ست. او با خواندن آواز و نواختن نی، حضور و بازگشت خود را به اطلاع زهره می رساند و آن دو در فرصتی مناسب بر اسبی سوار شده و از صحنه می گریزند.
-
29th August 2011 10:47 AM
#7

نوشته اصلی توسط
shojaee
سلام
فرقت را به همراه رنج های دوری از وطن در سینه می انبارد. در طول دوران دوری از وطن ، دوستان و دشمنان اخبار ضدونقیضی از زهره به اطلاع او می رسانند. در عین حال نامادری نیز با پراکندن شایعه ی مرگ طالب تلاش می کند تا آخرین پیوندها و خاطرات را از ذهن معشوق یعنی زهره پاک نماید. اما زهره نیز با وجود اخبار و شایعات، هم چنان بر میثاق و عهد خود پابرجا می ماند. تااینکه روزی به طالب اطلاع می دهند که یکی از حشم داران بدطینت به نام صادق قصد دارد تا بااستفاده از نفوذ و قدرت خود و با هم دستی نامادری طالب، زهره را به عقد خود درآورد. طالب بی درنگ به سوی سرزمین مادری خود روانه می شود. از این مقطع روایات متفاوتی از سرانجام این داستان موجود است ک در مشهورترین این روایات طالب مبدل و درست در بزنگاه عروسی ست. او با خواندن آواز و نواختن نی، حضور و بازگشت خود را به اطلاع زهره می رساند و آن دو در فرصتی مناسب بر اسبی سوار شده و از صحنه می گریزند.
البته این داستان تا حدی تحریف شده س ..حالا کدومش درسته اللله اعلم اما به روایتی این دو به هم نمیرسن
ساده است فهم سکوت ثانیه های بی بازگشت!!
-
29th August 2011 07:27 PM
#8
Moderator

نوشته اصلی توسط
freshte
البته این داستان تا حدی تحریف شده س ..حالا کدومش درسته اللله اعلم اما به روایتی این دو به هم نمیرسن
آره .تحریف که شده حتما.اتفاقا پدر منم معتقده اینا بهم نرسیدن.
ولی خب کل داستان اینه که طالب و زهره مثلا عاشق هم بودن و طالب میره هند و یه نامادری بدجنس داره و خواهرش این منظومه رو در فراقش گفته و .....اما آخرشو هرکی هرجور دوست داشت تموم کرد مثل اینکه...
-
28th October 2011 03:39 PM
#9
Moderator
لالایی -مادر
(آهنگی بسیار دلنشین و محزون با صدای اکبر رستگار. پیشنهاد میکنم حداقل یکبار هم که شده گوش بدید.
)
-
20th October 2012 04:30 PM
#10
Administrator
اغلب وقتی امیدت رو از دست می دی و فکر می کنی که این اخر خطه، خدا از بالا بهت لبخند می زنه و میگه: آرام باش عزیزم، این فقط یک پیچه نه پایان...
وقتی خدا مشکلات تو رو حل می کنه تو به توانایی های او ایمان داری. وقتی خدا مشکلاتت رو حل نمی کنه او به توانایی های تو ایمان داره...
توکل بخدا.
در حال خوندن برای آزاد هستم چند روزی نیستم.
کلمات کلیدی این موضوع
علاقه مندی ها (Bookmarks)
علاقه مندی ها (Bookmarks)
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن
Powered by vBulletin
Copyright ©2000 - 2013, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.0
Persian Language By Ustmb.ir
این انجمن کاملا مستقل بوده و هیچ ارتباطی با دانشگاه علوم و فنون مازندران و مسئولان آن ندارد..این انجمن و تمامی محتوای تولید شده در آن توسط دانشجویان فعلی و فارغ التحصیل ادوار گذشته این دانشگاه برای استفاده دانشجویان جدید این دانشگاه و جامعه دانشگاهی کشور فراهم شده است.لطفا برای اطلاعات بیشتر در رابطه با ماهیت انجمن با مدیریت انجمن ارتباط برقرار کنید
ساعت 01:26 AM بر حسب GMT +4.5 می باشد.
علاقه مندی ها (Bookmarks)